وقتی اونی که مال توهه 5سال منتظرش بودی و منتظرت بود حالاترکت کنه بره و تنها بمونی نذارن مال تو بشه یعنی پایان زندگی قصه شیرین و فرهاد رو شنیدین آخر قصه چی شد قصه منم همین شد آخرش انا لله و انا الیه راجعون آخرین متن اللهم ارزقنا کربلا ((سبحان الله یا فارِجَ الهَمّ و یا کاشفَ الغَم فرِّجْ هَمّی و یَسِّرْ حضرت محمد (ص) فرمودند : هرکس مردم را از این دعا با خبر کند در گرفتاریش گشایش پیدا می کند. این روز هایم چقدر بی دلیل می گذرند...
بی دلیل بودن...بی دلیل ماندن... بی دلیل نفس کشیدن..بی دلیل زندگی... نمی دانم کجا این زندگیم... اولش...آخرش و یا شاید در میانه راه... امیدم گاهی می اید... گاهی می رود... گاهی هم لبریزم می کند... نمی دانم چه کنم.. بلاتکلیفی می دانی چیست؟... بلاتکلیفی یعنی من... یعنی زندگی من.. یعنی خواستن تو... دوست داشتنت... عاشقانه عاشقت بودن... شاید اصلا همین نبودنت... بلاتکلیفم کرده است... آری... حالا که دیگر نیستی... حالا که با من عاشق قهری... شده ام بلاتکلیف... بلاتکلیف اینکه دوستم داری یا نه؟... بلاتکلیف اینکه هنوز برایت مهم هستم یا نه؟... بلاتکلیف اینکه هنوز در تنهایی هایت... در فکرت رفت و آمد دارم یا نه؟... اما من که نباید گیر ای بلاتکلیفی ها باشم... شاید...اگر...اما... مهم این است که دوستت دارم بهترینم... تا آخر دنیا... تا جایی که نفس می کشم و هستم... پس باید جنگید... پس باید ایستاد... مجکم...مردانه.. مگر مردانگی همین نیست... جنگیدن برای عشقت با تمام دنیا... پس می جنگم... تا آخرین نفسم.. همین نفس هایی که برای تو می آیند... خدایا جمله ای کوچک با تو دارم... خدایا... بلاتکلیف و دلسرد... فقط فکری به حالم کن...
تو کدوم بهونه بودی،واسه دل یه عاشق به تقویمت نگا کردی به این روزای تکراری به احساسی که تونستی ازش چشماتو برداری نمیفهمی که تو سینم چه آه سینه سوزیه به تقویمت نگا کردی نگا کردی چه روزیه به دنیای بدون من خداروشکربرگشتی چه رفتاریو دیدی که ازاین دیوونه بگذشتی تو دنیای تو من مردم منه دیوونه ی سربار چه فرقی میکنه باشم از امروز اسم من بردار به روزای بده تقویم رو دیوار نمیدونم چرا اینقد بدبینم که حتی توی رویا هم کنار تو یه چیزی رو شبیه سایه می بینم یادمان باشداگرخاطرمان تنهاماند یادمان باشداگراین دلمان بی کس ماند یادمان باشدکه دگرلیلی ومجنونی نیست به چه قیمت دلمان بهرهرکس چاک کنیم یادمان باشدکه دراین بحررنگ وریا یادمان باشداگرشمعی وپروانه دریکجادیدی افسوس در این معرکـه بسیاردویدیم ازخودبرهیدیم وحرف حسابی نشنیدیم بسیاردراین دریای بی رحم زدیم پای از پـای فتادیم و به ساحل نرسیدیم یکروز به دنبال معبد و صومعه گشتیم یک روز پی پیمانه. ره میخانه گزیدیم گاهی سر سجاده و محراب نشستیم گاه ازاثر باده به آغوش دلدارخزیدیم دل را ز چه مقصود به جانانه سپردیم گل را به چه منظور ز گلخانه ربودیم دل سوخته چوشمع شدیم دربر جانان پروانه صفت برسر هرشعله پریدیم ما طـوطـی صفتانیم که در پرده گفتار گفتندو زتکرار آنان به گفتار رسیدیم یک عمر زحیرانی دل خندیدیم وگریستیم دل نیزندانست چه کرده است وچه کردیم پ-ن= دوستان اینروزها خیلی با وزن وقافیه کار ندارم. آخه من در کشوری زندگی میکنم که هیچ کسی سر جای خودش ننشسته وبی عقلها و مگس وزنها بجای عاقلمردان وسنگین وزن ها نشسته اند. و وقتی کسی نیست تابگوید بابا ظلم وجنایت کافیه .پس بی خیال وزن وقافیه . پ-ن=2-بقول نوه شازده خانم نازنین :آنروزها خانه ها چوبی بود و گفتار ها و عمل ها در همه جا خوبی بود.. امروز بنای خانه ها سنگ شده.. دلها با بناها هماهنگ شده... یک مدتیه دلم بد جوری تنگ شده
روز و شب دارم دعا آرزومه ای خدا دیدن شیش گوشه ی کرببلا
همه رفتن کربلا به دیار نینوا اسم من از قلم افتاده خدا
من و این دیده ی تر من و قلب پرشرر من و یک عکس ضریح کربلا
حرم اربابم حسین صحن بین الحرمین شده فکر و ذکر و خواب هر شبم
همه سوز و ساز من اینه امتیاز من که غلام و سینه چاک زینبم
میرسه تو هیئتا به مشام جان ما بوی دلنواز یاس از علقمه
بَه! که چه غوغا میشه محشری بر پا میشه شب جمعه کربلا با فاطمه
چی میشه روز جزا به سپاس گریه ها ما بشیم از همه آدما جدا
مست شاه نینوا جای جنت خدا ما بشیم ساکن کوی کربلا
امری و ارحَمْ ضعفی و قِلةَ حیلتی و ارزُقنی من حیث لا اَحتَسِبُ یاربّ
العامین))
ترجمه:
منزه است خداوندی که بر طرف کننده غم ها است. غم و مشکل من را برطرف کن،
بر ضعف و کمی چاره ام رحم کن و مرا از جایی که گمان نمی کنم روزی ده ای
پروردگار جهانیان.
تو گل مریمی یا،چیزی مثل شقایق
تو بی خبر اومدی نشستی توی قلبم
تا اومدم بفهمم،دیدم تویی محبوبم
عاشق اون نگاهت،خنده و روی ماهت
عاشق ناز چشات،گل های رو لباسات
دلم همیشه تنگ،نبودنت یه درده
رفتن تو از پیشم مثل گلی پژمرده
کاشکی میشد بدونی دوست دارم یه دنیا
قد تموم گلها مثل عاشق،بی ریا
مریم تویی بهارم،وقتی باشی کنارم
بیا واسه همیشه سر رو شونت بذارم
مجنون موی طلات،خنده رو لبات
عاشقمو دیونه،دیونه اون چشات
لیلی من،محبوبم،ستاره روشنم
گل بهاری من،عطر روی پیرهنم
دوس داشتنت،قشنگ دنیا چه رنگارنگ
نبودنت دلتنگ،دلت فقط یه رنگ
اینا همش بهونس،حرفای عاشقونس
عاشق بی تو بودن یه ادم دیونس
دل لیلی و مجنون،کلید و قفل همن
مجنون و لیلی،بی هم از همه غمگین ترن
دوس داشتنت واسه من تموم لحظه هام
زندگی با تو بودن خدا،خدا،خدام
فقط یه بار،بگو بهم،دوست دارم
دلم رو قربونیت کنم،که من فقط تو رو دارم
نبودنت کنارم،اشک رو گونه هام
دلم همیشه تنگ،غم روی خنده هام
روزای با تو بودن خیلی برام مهم
انتظار همه را نیز به آخر برسان
همه پروردهی مهرند و من آزردهی قهر
خیر در کار جهان نیست، تو هم شر برسان
لاله در باغ تو رویید و شقایق پژمرد
به جگرسوختگان داغ برابر برسان
مَردم از ماتم من شاد و من از غم خشنود
شادمانم کن و اندوه مکرر برسان
مرگ یا خواب؟! چقدر این دو برادر دورند
مژدهی وصل برادر به برادر برسان
قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |